طریقه ی پوست انداختن تار
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩  


پوست باید کهنه و صاف باشد. قسمت بالای آن که نازک است به طرف نقاره و قسمت پایین آن که کلفت تر است باید به طرف سیم گیر باشد. پوست را به اندازه ی دهنه ی کاسه که مقداری هم برای چسبیدن اطراف زیادتر باشد با قیچی چیده ، مقداری سریش نرم در آب حل کنید.
بعد پوست را در آب فرو برده که خیس شود سپس آن را در لای پارچه بگذارید و سریش حل شده را در اطراف دهنه ی کاسه بمالید (اطراف دهنه ی کاسه باید کاملاً تمیز باشد و سریش پوست قبلی به طور کامل پاک شود) و پوست را با دو دست باز کنید و طوری روی کاسه قرار دهید که طرف زبر آن(طرف مودار) به سمت بیرون و طرف نرم آن(طرف صاف و بی مو) به داخل باشد. بعد با چاقو به اطراف کاسه بکشید که سریش زیادی از زیر پوست خارج شود و چروک پوست نیز جمع شود.
در هوای گرم جای خرک را مقداری با سه انگشت فشار دهید ولی در زمستان این قسمت ضرورت ندارد. پس از اینکه پوست خشک شد پوست زیادی اطراف کاسه را ببرید، بعد سیم های تار را به جای خود در شیطانک قرار دهید و با دست روی پوست را تر کنید. بعد ازبالای دهنه سیم ها را روی خرک قرار دهید و خرک را در جای خود بگذارید ولی ته خرک را روی پوست نکشید، بعد بند خرک را انداخته، سیم های سفید و زرد را تقریباً تا حدود نیم پرده کمتر از حد معمول کوک کنید ولی سیم هنگام و بم را کوک نکنید تا اینکه پوست به کلی خشک شود. در موقع سوار کردن خرک باید دقت کنید که سر آن قدری به طرف سیم گیر متمایل باشد و وقتی پوست کاملاً خشک شد ساز را کاملاً کوک کنید.


از کتاب دوم دستور مقدماتی تار و سه تار


 


کلمات کلیدی:
نگاهی به درویش خان بزرگ مرد موسیقی ایران
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩  

روزنامه ناهـید پس از سه روز نوشت:
چـهـارشـنبه 2 آذر 1305 در نـتـیجه تصادف اتومـبـیل با درشکه‌ای که «درویش خان»سواره بوده در خیابان امیریه،فـقـید مغـفور پـرت شده بود و آناً نـفس قـطع می‌شود.

درویش خان» هنرمندی است که خدمات وی به موسیقی هنری ایران بر اهل فن پوشیده نیست.او از چند منظر حرکت‌های نو و بدیعی را در چرخه موسیقی ایرانی باعث گردید و جریان قدرتمندی را در حوزه‌های نوازندگی، آهنگسازی و آموزش ردیف موسیقی ایرانی پایه گذاری کرد.

چنانکه شاگردان ممتاز وی سال‌های سال سکاندار حرکت نوین موسیقی ایرانی بودند و هنوز هم ردپایی از آن جریان در موسیقی امروز دیده می‌شود.«غـلامحسین درویش» معـروف به «درویش‌خان» از سویی نوآورنده فرم هـای جدید در موسیقی ایران است و از دیگـر سو به عـنوان رئیس اولین ارکـسترهای عـمومی معـرفی شده است.افـزون بر اینهـا بـیـشتر تصانـیـف سیاسی و اجـتماعی ملک الشعـرای بهـار و عـارف قـزوینی به دست او در آن ایام آهـنگـسازی و اجـرا شده است.بی شک درویش خان دست پـرورده جریانات و تحـولات مشروطه‌خواهـی در عـرصه هـنر موسیقی ایران زمین است.

این ویژگی‌هـا به هـمراه فـهـم و درک عـمـیـق او از موسیقی و سنـت‌های اجرایی قـدما، او را در فهـرست موسیقی دانان صاحب سبک قـرار داده است.خصیصه اصلی هـنری «درویش» پاسخگـویی به نیازهـای زمانه و در عـین توجه به اصالتهای موسیقی ایرانی و شیوه‌های اجرایی گـذشتگـان بود.به هـمین خاطر استاد«غلامحسین درویش»در تاریخ معـاصر موسیقی ایران مقام و جایگـاه ویژه‌ای دارد.

«درویش خان»در سال1251 در تهران متولد شد.پـدرش«حاجی بـشیر»اهـل طالقان و مادرش از ترکـمانان تـکه بود.دوران کودکـی را در خانواده دولتـشاهـی گـذراند و در هـمین خانه مادر خود را از دست داد. پـدرش که کـمی با موسیقی آشنا بود و سه تار می‌نواخـت«غـلامحسین»را در ده سالگـی به شعـبه موسیقی مدرسه نظام وابسته به دارالفـنون که بـتازگـی به سرپـرستی«موسیو لومر فرانسوی»ایجاد شده بود،سپـرد.

«غـلامحسین»در آنجا خط موسیقی و نواختـن شیـپـور و طبل کوچک را فـرا گـرفت.«حاجی بـشـیر»هـنگـام صـدا زدن فـرزندش هـمیشه از لـفـظ«درویش»استـفاده می‌کرد و هـمین نام بعـدهـا به عـنوان نام خانوادگی«غـلامحسین»برگـزی ده شد و او به «درویش خان»یا «غـلامحسین خان درویش» معـروف شد.پس از مدرسه،ابـتـدا نـزد«داود کلیمی تارزن»رفت تا مشق تار کـند.پس از مدت کـمی از استاد خود گـوی سـبقـت را ربود و به مرتـبه عـالی نوازندگـی دست یافـت.اما حضور در جلسات درس استاد بی‌بدیل تار آن زمان،یعـنی«آقا میرزا حسیـنـقـلی»او را به دنیای دیگـری کشاند.

هـمچـنین آشنایی با برادر بزرگـتر«آقا میرزا حسینقلی»به اسم«میرزا عـبدالله»نوازنده تار و سه تار به کار او غـنای بـیـشتری بخـشـید.بی گـمان پس از این دو استاد نامی موسیقی ایرانی باید از«درویش خان» به‌عـنوان بزرگـترین نوازنده تار و سه تار و موسیقی ایرانی یاد کرد.«درویش»چـندی در دسته موسیقی«عـزیزالسلطان»و سپس در دسته موسیقی«کامران میرزا نایب السلطنه»نوازندگی طبل را بر عـهـده داشت.

کار«درویش»در آن سن و سال نوجوانی چـنان مورد استـقـبال«ناصرالدین شاه»قـرار گرفـته بود که او را«تارچـی»خطاب می‌کرد. مهـارت«درویش»در نوازندگی موجب شد تا او پس از مرگ «ناصرالدین شاه»(1313 قـمری) به دستگـاه شعـاع السلطنه پسر مظفرالدین شاه والی فارس دعـوت شد و در تمامی سفرهـای شاهـزاده هـمراه او بود.در سفر اول به شیراز به اصرار شعـاع السلطنه، با دخـتر«مستـشار نظام»که در فارس اقامت داشت،ازدواج کرد.حاصل این پـیوند دو دخـتر بود، که اولی در سن 16 سالگی دیده از جهـان فـروبست و دخـتر دوم با نام«فـخـر»تـنهـا فرزند«درویش»شد.به زودی میان «درویش» و «شعـاع السلطنه»به هـم خورد. چـرا که از سویی درویش از اینکه هـمواره در پـناه دستگـاه شعـاع السلطنه باشد ناراحت بود و طبع آزاده اش رهایی از این بـند را آرزو داشت و از دیگـر سو شعـاع السلطنه برآشفـت که چـرا نوازنده خاص او در مجالس اشخاص دیگـر، حضور یافته است.در این اوضاع و احوال بود که به هـنگـام بازگـشت«شعـاع السلطنه» به فارس، از رفـتن با او سرباز زد.پـیامد این سرپـیچی تهـدید و تعـقـیب او به دست شاهـزاده و ماموران«غلاظ و شدادش»بود.حتی دستور داشتـند انگـشتان دست«درویش»را بـبـرند. «درویش»اما با کمک یکی از دوستانـش رهایی یافت.او پس از این ماجرا استـقـلال خود را در برگـزاری جلسات درس و مشق نوازندگـی برای عـلاقـمندان موسیقی یافت و با اشـتیاق زیادی این راه را ادامه داد.منـش و تـفکـر«درویش»موجب شد تا به سلک اخوان صفایی درآید و به«ظهـیرالدوله»تـنهـا مرکز صوفی گری موسیقی پـرور آن زمان سرسپـرد.

«درویش»با تـشکـیل ارکستر موسیقی«انجمن اخوت» و اجرای کـنــســرت های عـمومی که سرپـرستی آنها را خود به عـهـده داشت در جـهـت هـر چه مردمی تر کردن موسیقی ایران و کمک و یاری به مستـمندان و بلادیدگـان گـام برداشت.کـنسرت برای جمع آوری اعـانه به نـفـع قحطی زدگـان روسیه،کـنسرت برای ایجاد مدرسه فـرهـنگ،کـنسرت به نفع حریق زدگـان آمل،کـنسرت برای بازسازی خرابـیهـای آتـش سوزی بازار و نیز کـنسرت برای غـارت شدگـان ارومیه از جـمله کارهـای شایسته‌ای بود که تـبلور روح پـاک و قـلب مهـربان «غـلامحسین درویش»است و این در حالی بود که خود از نظر مالی دچار تـنگـدستی بود.

بی‌دلیل نـبود که«روح الله خالقی»درباره خصوصیات «درویش» و استادش«میرزا عـبدالله» می نویسد:«درویش خان»از شخصیت‌های ممتاز بود و فـقـط با دوستانش معـاشرت داشت و به مجالس رجال کـمتـر پا می‌گـذاشت و چـون با فضیلت و خوش خلق و درویش مسلک بود هـر جا قـدم می‌نهـاد بر دیده منت جای داشت.در جایی دیگـر خصوصیات اخلاقی«درویش»را اینگونه بـیان می‌کـند:او طبعی لطیف و حساس و ذوقی سرشار داشت.هـنرمـندی مـتـجـدد و بی تـکـلیف،بـسـیار متواضع و فروتن،بی آزار و بردبار،انسان دوست و زیر دست نواز،خوش معـاشرت و رفـیق دوست بود.از هـیچ کس بدگـویی نمی کرد، یعـنی عـارف به تـمام معـنی که فـقـط نـیکی می‌دید و هـمه را خوب می پـنداشت.هـمچـنـین نسبت به استادان خود حق شناس و سپاسگـزار بود و با شاگـردانش با کمال ملاطفـت و مهـربانی رفـتار می‌نمود و آنهـا را مانـند برادر و فرزند خود دوست داشت.

«خالقـی»چـنان شـیـفـته اخلاق نیکوی «درویش»بود که به استاد خود«عـلینـقی وزیری» به دلیل عـدم تـوجه به آثار جـدید«درویش»انـتـقاد کرده است و می‌نویسد: جای آن بود که «وزیری»ابـتکـار و حـسن سلیقه او را می ستود، اما با اینکه«وزیری»کمال عـلاقـه را به«درویش خان»داشت و برای او احـترام زیادی قائـل بود، لااقل پـیش درآمدهای او را از صفت بازاری استـثـنـاء نکرد و «درویش»هـم هـیچ به روی خود نـیاورد.اما هـمه کـس که اخلاقـش مانـند«یا پـیر جان»ملکوتی نـبود.« یا پـیر جان»تـکـیه کـلام«درویش» بود او به هـمه از روی صفا«یا پـیر جان»می‌گـفت.بعـدها هـمین سه کلمه یکی از القاب درویش خان شد.اما گـاهـی به شوخی او را «یا پـیر جان ژاپـنی»صدا می‌زدند و دلیل این خطاب هـم سـبـیل های آویخـته و چـشـم‌هـای بادامی«درویش»بود که چـون مادرش تـرکـمن بود،شباهـت زیادی به ترکـمـنهـا و شاید ژاپـنی‌ها پـیدا کرده بود.

نوازندگـی«درویش»آیتی از لطف و زیـبایی بود و نوای لطیف سرانگـشت گـهـربار او رونق محافل هـنری آن روزگـار،مضرابی قـوی و در عـین حال شفاف داشت.زیرهایش پی در پی شمرده و پـخـته بود و پـنجه‌اش روی ساز نرم و لطیف حرکت می‌کرد.قـدرت او در نوازندگی چـنان بود که شنوندگـان سازش از تعـجب،غالباً ساکت و خاموش می‌شدند. استحکام و زیـبایی آثـارش،نشان از نبوغ سرشار و پـشـتوانه صحیح موسیقی کلاسیک در ذهـن او داشت.«درویش»در نواخـتن تار و سه تار به یک اندازه استاد بود.تـثـبـیت رنگ و ابداع درآمد و افـزودن سیم ششم به تار را از جمله اقـدامات و ابـتکارات او در موسیقی ایرانی باید دانست.صحفات به جا مانده از این استاد فـقـید به خوبی میزان مهـارت و تـوانایی های او را نشان می دهـد.

صفحاتی که با هـنر نمایی استادان نامور موسیقی ایرانی مانـند«سید احـمد خان»،«سید حسین طاهرزاده اقـبال السلطان»، «عـبدالله دوای»،«رضاقـلی خان تـجـریشی»،«باقـرخان رامشـگـر»،«مشیر هـمایون شهـردار»،«حسین خان هـنگ آفـرین»،«اکـبر خان رشـتی»و«میرزا اسدالله خان»پـر شده است. صفحه«بـیداد هـمایون» که با پـیانو«مشیر هـمایون شهـردار»هـمراه است از نمونه‌های برجسته‌ای است که نمایانگـر پـنجه شیرین و مضراب روان آن استاد فـقـید است.

«درویش»در اواخر عـمر کـنسرت‌ـهـای دیگـری نیز با حضور هـنرمندانی چـون،«عـارف قـزوینی»،«حاجی خان ضرب گـیر»،«حسین خان اسماعیل زاده»،«ابـراهـیم منصوری»، «رضا محـجوبی» و «رکن الدین خان مخـتاری»در گـراند هـتـل اجـرا نـمود.

«درویش»دو بار برای پـر کـردن صـفحه به خارج از ایران سفـر کرد. بار نخست هـمراهـان او،«مشیر هـمایون شهـردار»،«سید حسین طاهـرزاده»،«رضاقـلی تـجریشی»،«حسین هـنگ آفـرین»،«باقـرخان رامشـگـر»،«اسدالله خان»و« اکـبر خان رشتـی»معـروف به «خـلوتی» بودند. این گـروه از راه روسیه به لندن رفـته و در آنجا صـفحات مـتعـددی از خود به یادگـار گـذاشـتـند که برخی از آنهـا در دست است.

سفـر دوم به تـفـلیس بود و این بار او را چـهـار نوازنده و خوانـنـده یعـنی«باقـرخان رامشگـر»،«طاهـرزاده»،«اقـ بال آذر»و «عـبدالله دوامی»هـمراهـی کردند.این عـده هـنگـام اقامت خود در تـفـلیس دو شب در تالار تـئاتر گـرجی‌ها برای ایرانیان مقیم گـرجستان برنامه‌هایی اجرا کردند.

«درویش»شیوه آموزشی ویژه خود را داشت.«سعـید هـرمزی»از شاگـردان برجسته استاد در این باره می گـوید:«درویش خان»استاد بی‌نظیر،مردی مهـربان و شیـفـته موسیقی بود. هـر بامداد در اتاق مخصوص درس بر پـوست تـخت خویش می‌نـشست و هـیچ شاگـردی جـراًت نداشت که لحظه‌ای بـیـشتر از حد خود وقـت او را بـگـیرد.از محضرش بـیـروین می‌آمد و اگـر پـرسشی داشت با شاگـرد مـمتاز «درویش خان»، «مرتضی خان نی داوود»در میان می‌گـذاشت و حل مشکل می‌کرد.شمار شاگـردان او بسیار بود ولی تـنـها چـند تـن از آنهـا به پـیشرفـت و شهـرت رسیدند. استاد به شاگـردانی که موفـق به طی دوره مخـتـلف درسش می شدند، نشانی به شکـل تـبرزین هـدیه می کرد که از مس و نـقره یا برای شاگـردان سطوح عـالی طلا بود.

از شاگـردان او که موفـق به دریافـت تـبرزین طـلا شدند، می توان به«مرتضی نی‌داوود»، «ابوالحسن صبا»،«موسی معـروف»و«سعـید هـرمزی»اشاره کرد.شاگـردان دیگـر او که مسـتـقـیـم یا غـیر مسـتـقـیم از استاد کسب فـیض کردند عـبارتـند از«حسیـنعـلی غـفاری»،«شکری»(ادیب السلطنه)،«عـلی محـمد صفایی»( سازنده سه تار)،«عـبدالله دادور»(قـوام السلطان)،«حسین سنجری»،«ارسلان درگاهی»و«نورعـلی برومند».

اندرز«درویش»به شاگـردانش هـمیشه این بود:اگـر بـتـوانید ساز بـزنـید ولی از نواخـتن خودداری کـنـید، به خود و دوستانـتان بد کرده‌اید.اما اگـر نتوانید خوب بـزنـید، یعـنی استعـداد این هـنر را نداشـته باشید و باز هـم بـزنـید به رفـقا و خلق خدا بد کـرده‌اید. او دارای نشانه‌ای مخـتـلف عـلمی از داخل و خارج از کشور بود و هـیچـگـاه از سازندگـی و تحـول در موسیقی ایرانی دست نکـشید.

«درویش»در حالی از دنـیا رفـت که با پـیرش آن هـمه مشـقت و زحـمت در زندگـانی به جهـت عـدم تـوجه اولیاء وقت کشور، پس از فـوت،خانواده‌اش برای نان شب محـتاج و خانه‌اش در گـرو طلبکاران بود و به هـمین دلیل دو روز پـیش از مرگـش ساعت خود را برای مخارج روزانه به گـرو نزد بانک گـذاشتـه بود. اما تاریخ هـیچـگـاه او را فـراموش نخواهـد کرد.

مرگ استاد شب چـهـارشـنبه 2 آذر 1305 بر اثـر تصادف رخ داد که شرح آن در روزنامه ناهـید پس از 3 روز چـنـین است:شب چـهارشنـبه در نـتـیجه تصادف اتومـبـیل با درشکه‌ای که «درویش خان»سواره بوده در خیابان امیریه،فـقـید مغـفور پـرت شده بود و آناً نـفس قـطع می‌شود.پس از وقـوع حادثـه ماًمورین نظمیه جسد فـقـید را به مطب نـظـمیه انتقال داده و آنچه اطبا می‌کـنـند،متاًسفانه مثـمر ثـمر واقع نـشده و به هـوش نمی‌آیـند و هـمان حال بـیهوشی زندگـانی را بـدرود می گـویـند. قـریب به ظهـر از هـمان مطب نظمیه جـنازه را در میان اتومـبـیل مزین از گـل قـرار داده با عـده کـثـیـری از دوستان که برای تـشیـیـع حضور داشـتـند، جـنازه را حـرکت دادند و فـقـید مـزبور را در نـزدیک امامزاده قـاسم پـهـلوی مقـبره مرحوم«ظهـیرالدوله»و مرحوم«جلال الملک»مدفون ساخـتـند.

مرگ «درویش خان»هم به نوعى یکی از وقایع تاریخى به شمار می‌رود چرا که تصادف اتومبیل با درشکه حامل وى به عنوان اولین تصادف اتومبیل منجر به فوت در تاریخ ایران ثبت شد.

«درویش خان»در زمان حیاتـش شیـفـته گـل و گـیاه بود و در حیاط خانه‌اش گـلهـای رنگـارنگ بـسیاری داشت که هـمه را به دست خود پـرورش داده بود. اگـر از تـجریش به دربـند بروید و در نـیمه راه سری به مـقـبره«ظهـیرالدوله»بزنـی د قـبری کوچک می‌بـینید که شاخه‌های نسترن کوهـی برآن سایه افـکـنده است.اگـر شاخه‌هـا را پس بزنید این اشعار را روی سنگ مزار او می‌خوانید:
درویش اگر از این جهان رفت
مشنو که فـقیر و ناتوان رفت
درویش هـنرور زمان بود
استاد هـنرور زمان رفت
فریاد زبوستان برآمد


کلمات کلیدی:
یاد درویش خان
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩  

همراهان سفر دوم باقر خان رامشگر – طاهر زاده- اقبال آذر و عبدالله خان دوامی بودند. پس از ظهور مشروطیت و آزادی اجتماعات و بر پایی جشنها و کنسرتها و آشنایی با ارکسترهای خارجی به آهنگها و قطعات ضربی بیشتری احتیاج پیدا شد.

درویش نیز دست به ساختن قطعاتی زد که نمونه آن در موسیقی سنتی ایران وجود نداشته که به فرم جدیدی دست پیدا کرد که به پیش درآمد (اورتور) مشهور گشت. البته قبلاً قطعاتی نظیر این قطعه و به شکل ناقص آن را پیش رو می گفتند.

امّا پیش درآمد از ابداعات درویش خان است که دارای سبک و سیاق خاص خود درویش بوده و از آن پس دیگران نیز همچون رکنالدین خان مختاری به ساختن پیش درآمد پر داختند پیش درآمدهای درویش خان و رکن الدین خان مختاری از اولین فرمهای پیش درآمد در آن زمان می باشد.

از دیگر ابداعات درویش خان اضافه کردن سیم دیگری به سیمهای تار بود که تا آن موقع تار به شکل پنج سیم وجود داشت و درویش خان سیم دیگری به آن افزود. تا آن موقع نیز تار همانند تار قفقازی به روی سینه می نواختند امّا درویش خان تار را مثل امروز به روی پا گذاشت و این تغییر جایگاه در شکل ساختمان ظاهری تار و همچنین طریقۀ نوازندگی و تکنیکهایی که در تار مورد استفاده قرار می گرفت تأثیر فراوانی گذاشت.

از درویش خان حدود سی اثر بجا مانده که همگی حاکی از ذوق و استعداد و نبوغ او در موسیقی ایرانی است. تمام این قطعات با دقّت و ظرافت ساخته شده اند که هیچ کدام از جمله های آن اضافه نمی باشد و دارای تنوع و بر اساس نیازها و ضرورتهای آن روز بوجود آمده اند.

در آن زمان موجی نور در موسیقی ایران بوسیلۀ درویش خان بوجود می آید که در نهایت منجر به بوجود آمدن فرم پیش درآمد میشود و چهار مضرابهایی که با توجّه به سلیقه خود به شکل تازه تری رنگ آمیزی شده است و او موسیقی آن دوران را با حفظ هویت خویش تغییر می دهد.

چون کار درویش خان متکی بر ردیف بود و نوآوریهای او بنا به یک ضرورت تاریخی انجام یافته بود، خیلی زود نیز مورد توجّه مردم و نیز اهل فن واقع شد. درویش خان با بعضی از علما ء فلسفه و حکمت اواخر عصر قاجار که واقف به علم موسیقی بودند در ارتباط بود، و آهنگهایی بر روی اشعار ملک الشعراء و حاجب ساخته است و نیز با بسیاری از خوانندگان آن دوران همانند عارف قزوینی و حسین خان اسماعیل زاده ( نوازندۀ کمانچه) کنسرتهای متعدد اجرا کرد.

کنسرتهایی با انجمن اخوت – کنسرتهای خیریه مثل کنسرتی که در سال 1301 در سفارت روس به منظور جمع آوری اعانه برای قحطی زدگان روسیه انجام میدهد و با کنسرت در سال 1300 برای ایتام بی بضاعت مدارس ملی و خرید لباس برای اطفال یتیم و... درویش خان این نابغه موسیقی ایران سر انجام درچهار شنبه دوّم آذر ماه 1305 موقعی که از منزل یکی از دوستان بخانه میرفت در خیابان امیریه تهران در درشکه اش با اتومبیلی تصادف می کند که درویش بر اثر ضربه مغزی جان می سپارد. وی اولین قربانی تصادف اتمبیل در ایران بود.


کلمات کلیدی:
نخستین قربانی سانحه رانندگی در ایران
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩  

در پایان شب دوم اسفند ماه سال ۱۳۰۵ هجری خورشیدی برای بازگشت درویش خان از محفل موسیقی به خانه درشکه‌ای دو اسبه کرایه می‌کنند و استاد سوار بر درشکه به طرف خانه حرکت می‌نماید. درآن زمان خودرو به تازگی وارد خیابان‌های شهر شده بود و شمار آنها به سختی به ۵۰ دستگاه می‌رسید. زمانیکه درشکه درویش خان از خیابان امیریه به سمت شمال می‌پیچد، خودرو فوردی از جهت مخالف بادرشکه و اسب‌های آن برخورد می‌کند، اسب‌های درشکه درجا هدر می‌شوند و استاد از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد می‌کنند، بی درنگ مردم رسیده و زخمی را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود می‌رسانند. ولی شوربختانه ضربه سنگین بوده و استاد گرانقدر موسیقی ایران پس از ۵ روز، به انگیزه ضربه مغزی فوت می‌نماید


کلمات کلیدی:
درویش‌خان
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩  

غلامحسین درویش معروف به «درویش‌خان» از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی اواخر دورهً قاجاریه است.

وی در سال ۱۲۵۱ هجری خورشیدی در تهران متولد شد. چون پدرش به موسیقی علاقه داشت غلامحسین را به مدرسهً موسیقی دارالفنون سپرد و وی به فراگرفتن خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد.[۱]

غلامحسین به دربار شاهی رفت و آمد داشت و ساز نوازندگان را می‌شنید. سپس پیش آقا حسینقلی به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سالها تمرین در نواختن تار و بویژه سه‌تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد.

با ظهور جنبش مشروطه در نخستین کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت.

درویش خان نوعی آهنگ ضربی به نام پیش درآمد ساخت که تا سالها بعد از او رواج بسیار داشت.

سعدی حسنی در کتاب تاریخ موسیقی دربارهً پیدایش موسیقی نوین ایران می‌نویسد: «نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش (۱۲۵۱ - ۱۳۰۵ هجری شمسی) آغاز کرد.»

درویش در نواختن تار دست داشت. تا آن زمان تار دارای پنج سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم) بود و درویش از روی سه‌تار به فکر افتاد سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن هنگام تار دارای شش سیم شد.

درویش در زمان تحصیل در مدرسهً موزیک نظام که تحت نظر لومر اداره می‌شد متوجه یکنواخت بودن موسیقی ایرانی شد، به این جهت آواز را که تا آن زمان بدون ضرب و طولانی بود، خلاصه کرد و به صورت ضربی در آورد و علاوه بر «درآمد» که پیش از آواز نواخته می‌شد قطعهً ضربی دیگری به نام پیش درآمد به آن افزود.

درشکهٔ این استاد کم‌نظیر موسیقی ایران در شب چهارشنبه، دوم آذرماه ۱۳۰۵ هجری خورشیدی، هنگامی که از منزل یکی از دوستان به خانه می‌رفت با خودرویی تصادف کرد و بر اثر ضربه‌ای که بر سر او وارد آمد، چنان به سختی آسیب دید که در دم جان سپرد. درویش‌خان را نخستین قربانی سوانح رانندگی در ایران می‌دانند.[نیازمند منبع]

وی در گورستان ظهیرالدوله میانامامزاده قاسم و تجریش شمیران به خاک سپرده شد.(رجوع شود به گورستان ظهیرالدوله)



محمد هاشم میرزا متخلص به «افسر» در مدح این استاد و درویش عبدالمجید طالقانی، استاد خط شکسته فارسی، که هر دو طالقانی هستند دو بیت زیر را سروده‌است:درویش زمان ما و درویش نخست هریک به رهی رسم تجدد می‌جست
آن یک خط راست را شکسته بنوشت وین موسیقی شکسته را کرد درست



ایرج میرزا نیز در وصف او از زبان «زهره» در منظومهً «زهره و منوچهر» گفته‌است:تار نهم در کف درویش خان تا بدمد بر بدن مرده جان


کلمات کلیدی:
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩  
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
کلمات کلیدی: